تبليغاتX
زندگی با هنر زیباست

زندگی با هنر زیباست

شعر-عکس-عشقولانه-روان شناسی-طالع بینی

دود می خیزد

دود می خیزد ز خلوتگاه من

کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟

 

با درون سوخته دارم سخن

کی به پایان می رسد افسانه ام؟

 

دست از دامان شب برداشتم

تا بیاویزم به گیسوی سحر

خویش را از ساحل افکندم در آب

لیک از ژرفای دریا بی خبر

 

بر تن دیوارها طرح شکست

کس دگر رنگی در این سامان ندید.

چشم می دوزد خیال روز و شب

از درون دل به تصویر امید .

 

 

تا بدین منزل نهادم پای را

از درای کاروان بگسته ام .

گرچه می سوزم از این آتش به جان

لیک بر این سوختن دل بسته ام.

 

تیرگی پا می کشد از بام ها:

صبح می خندد به راه شهر من.

دود می خیزد هنوز از خلوتم .

با درون سوخته دارم سخن.

 

سهراب سپهری

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 14:50  توسط بهار  | 

قلب و آینه

عزیز من دلبر من بهارم. مواظب قلبت باش .که آیینه قلب من است

قلب ما همانند آیینه ای است شفاف. ومن خود را در ایینه ی قلبت می بینم

چراکه شاید روزی .روزگاری با بازی نور با آینه .شاید با انعکاس آنها در قلب ها

تصاویرشان در هم ادغام شود.و هیچ قلبی بی نور نماند

شاید قلب های سخت دچار نرمی شوند و خود را از سختی نجات دهند و نرم شوند

به امید این که برسد روزی هیچ قلبی در ما بین این اینه ها نباشدو تا دچار این تایش شوند

 همانابازی با آینه ها بازی با قلب هاست

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:5  توسط بهار  | 

وسایل حرکتی فیلم برداری

 

گردونه خرچنگیcrab dolly

وسیله کوچکی است که دارای چرخ های خاصی است که معمولا از جنس پلاستیک هستند که قابلیت حرکت در تمامی جهات را دارد. جلو و عقب ونیز

حرکت در عرض مانند خرچنگ که یکی از دلایلی است که خود دستگاه را به همین نام گذاشته اند.در زمان فیلم برداری دوربین و فیلم بردار روی دالی می نشینند و دوربین بر روی  ابزاری هیدرولیک سوار می شود.

چرخ های دالی به دلیل قابلیت تنظیمی که دارند و انعطاف پذیری که دوربین دارند حرکت های ترکیبی زیبایی را می توانند به وجود بیاورند.   

 

 

نمای جرثقیل:  Crane shot

صحنه هایی که از ارتفاع بلند فیلم برداری میشوند از این وسیله استفاده می شود .دوربین را روی دستگاهی بزرگ و خاص به نام کرین می گذارند

این وسیله ظاهری مانند جرثقیل دارد و قابیت حرکت در 360 درجه را در حرکت افقی پن را دارد .

در این دستگاه نیز فیلم بردار و دوربین نیز روی آن  می نشینند .

 

تفاوت بین کرین و پروجیپ در این است که پروجیپ سر نشین ندارد و در  دارای  نام مانیتوری است که به

 نام  Assist و اغلب ارتفاع پروجیپ کمتر است

در هنگام استفاده از کرین امکان12 حرکت مختلف وجود دارد

جلو و عقب کشیدن بدنه کرین که حالت حرکت به تصویر می دهد.

چرخاندن بدنه کرین حول تکیه گاه مرکزی بدنه کرین

 با استفاده از حرکت بدنه کرین به چپ و راستpan

  با  انجام بالا و پایین بردن بازوی کرین tilt up &tilt down

 بدنه خود دوربین به بالا و پایینtilt

 به چپ و راست با استفاده از حرکت خود دوربینpan

 توسط حرکت خود دوربینTrack in & track back   or   Zoom in & zoom out

به جلو و عقب.

از ترکیب این 12 حرکت  با هم امکان خلق شگفتیهای بسیار زیادی است


               

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 23:44  توسط بهار  | 

روزبه نعمت اللهی

 

روزبه نعمت اللهی خواننده و آهنگساز دانش آموخته در دانشکده ی موسیقی است. با نوازندگی سازهای گیتار و پیانو آشنا و ساز تخصصی اش ویولن است. روزبه ردیف موسیقی ایرانی را نزد مادرش (فرشته جواهری) آموخته و از این رو با نوازندگی تار آشنایی دارد. پدرش مسرور نعمت اللهی از فعالان قدیمی در عرصه ی فرهنگ و هنر کشور به شمار می آید و تعداد زیادی از ترانه های روزبه از سروده های اوست. آلبوم نخست روزبه با عنوان سرزمین مادری در سال 1382 منتشر شد و آلبوم عمو زنجیرباف بعد از آلبوم حاضر(هفته ی عاشقی) از او منتشر خواهدشد.

ایران

آبی قلب تو خلیج فارس و هرمز
سینه به سینت سلسله کوه البرز
وسعت نام تو ، وسعت نام خورشید
جلوه خاک تو قرمز و سبز و سفید
این نه منم من ، نه من منم من
ذره خاک وطنم من ذره خاک وطنم من هـــی
ایران خاک دلیران ایران غرش شیران
 ایران همیشه جاویدان
شبنمی از جنگل شمال ایرانی
دیده به دریایی از کمال ایرانی
محو جمیلی از آن جمال ایرانی
ایرانی پهلوان ، ایرانی مهربان ، ایران وطن من
ایرانی قهرمان ایرانی پهلوان از ارس تا خلیج وطن من
خون سیاوش کمان آرش مهد شهیدان غرور آتش خانه ایمان به لطف یزدان هــی
ایران خاک دلیران ایران غرش شیران ایران همیشه جاویدان
رستم و سهراب قصه ها ایرانی
شیرین و فرهاد عاشقا ایرانی
اهل وفا صلح و صفا ایرانی
ایرانی مهربان ایرانی پهلوان ایران وطن من
ایرانی قهرمان ایرانی پهلوان ایران وطن من
این نه منم من ، نه من منم من
ذره خاک وطنم من ذره خاک وطنم من هـــــــی
ایران خاک دلیران ایران غرش شیران ایران همیشه جاویدان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 16:35  توسط بهار  | 

عطاالله كاملي پيشكسوت دوبله درگذشت

عطاالله كاملی پیشكسوت صدا و دوبله دارفانی را وداع گفت.
به گزارش شبکه خبر به نقل از ایسنا، صدای «كاملی» بر روی نقش‌های كرك داگلاس فیلم‌های به یاد ماندنی را خلق كرد و صداپیشگی او در سینمایی «اسپارتاكوس» هم‌چنان تحسین منتقدان سینما را به همراه دارد. 

عطاالله كاملی متولد 1308 تهران بود. 
او پیش از سال 1335 فعالیت خود را به طور حرفه‌یی در عرصه دوبله آغاز كرد و 22 شهریور پس از مدت‌ها رنج سرطان استخوان زندگی را بدرود گفت.

مدیریت دوبلاژ فیلم‌های «جیمزباند»، سریال‌های «پوآرو»، «اسكیپی» و بسیاری از آثار داستانی و مستند بر عهده‌ی این هنرمند صدا بوده است.

رئیس انجمن گویندگان و گفتار فیلم نیز اعلام كرد كه پیگیر مراسم تشیع جنازه این هنرمند از خانه سینما هستند و خبر زمان تشییع و خاكسپاری اعلام خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:33  توسط بهار  | 

شقایق گل همیشه عاشق

 

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی
یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت
شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری
به جان دلبرش افتاده بود، اما
طبیبان گفته بودندش
اگر یک شاخه گل آرد
ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را و بسوزانند
شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه
به روی من
بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و به ره افتاد
و او می رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا می کرد
پس از چندی
هوا چون کورۀ آتش زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم هرگز دوایی نیست
واز این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما  
نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
من در دست اوبودم
وحالامن تمام هست او بودم
دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو ؟
و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد آنگه
مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت
اما ! آه
صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را
به من می داد و بر لب های او فریاد
بمان ای گل
که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی
بمان ای گل
ومن ماندم
نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد
 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 0:14  توسط بهار  | 

نمایشگاه کتاب1

اگه با مترو رفتید ایستکاه شهید بهشتی که پیاده شدید راحت رسیدید نمایشگاه کتاب

یک غرفه ای بود که مردم بلوتوث گوشی هاشونو روشن می کردند و 2 نفر اپراتور با لب تاب های که داشتند یک عکس به همراه نقشه نمایشگاه  و ناشران داخلی و خارجی  و کتاب هاشون و اطلاعات مربوط به کتاب ها رو می توانستند از طریق جستجو در گوشی هاشون پیدا می کردند برای مردم می فرستادند.فکر خوبی بود  ولی یک مشکلی بود این که سرعت لب تاب ها برای پیدا کردن بلوتوث ها مقداری پایین بود  و این که همه رو پیدا نمی کرد .پس عده ای نمی توانستند استفاده کنند یا به خاطرطول زمان لازم عده ای هم از خیرش می گذشتند


تو مکتب خونه هم برای بچه ها

 شعر

آواز

و حرف می زدند


سفالگری با چرخ


اجرای بازی پانتومیم توسط جوان هنرمند هم افرادی را دور خود جمع کرد و او از مردم هم بازی می گرفت و بازی جالبی را هم انجام داد و اینکه از لحاظ گریم و لباس هم مورد توجه بود


 هنرمندان

 

 

 


نقاشی کودکان


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:46  توسط بهار  | 

اشتباه کردم...

اي كاش دوست داشتن را تجربه نمي كردم، تجربه ي تلخي بود...

ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را گرم كند ..

ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و................

 هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 15:37  توسط بهار  | 

13 به در

اینم از گره زدن سبزه

شما هم گره زدین؟ من یکی که کلی گره زدم

نظرتون راجع به این روز چیه؟

در ضمن ۱۳ تون هم مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 5:24  توسط بهار  | 

...امید..

گاهی ممکنه مانند نقطه نوری در آسمان زیبا

و گاهی پنجره ای رو به روشنایی

و گاهی مانند شعله ای آتش

و گاهی راهی برای رسیدن به مقصد برای ما باشد

اگه نا امید باشیم رفته رفته مثل این درخت ها بی بار نشویم  و بی ثمر

پس چه بهتره که با امید باشم .

چرا وقتی می تونیم با امید مثل این گل ها زیبا باشیم

مثل درخت ها تو زمستون زیبایمونو از دست بدهیم

پس دوستان گلم بیایید با هم امیدمونو رشد بدهیم و به دوستانمون مهربانی کنیم  و کمک کنیم

تا امید که ممکنه تنها چیزی باشه که تو زندگیشون داشته باشند رو از دست ندهند

یا اگه خدای نکرده از دست دادند............

امیدشونو بهشون بر گردونیم

تا همه با هم شاد باشیم و زیبا تا بتوانیم دنیا را پر از زیبایی ها کنیم

و امید کسی رو ازش نگیریم چون ممکنه.........

زودتر از موقعی که اجلش فرا برسه بمیره و این خیلی براش  عذاب آورنده باشه............

و قبل از اینکه به تکاملش برسه  نا امید بشه ..................یعنی مرگ.

پس از این جور رفتن ها جلو گیری کنیم .

زیبا اینه که با امید و با خوشحالی پیش معشوق حقیقی  و مهربان خودمون برگردیم

تا خدا هم از ما خوش حال باشه

آخه میگن نا امیدی برابر با کفره.

پس بیاییم دنیا را پر از امید و زیبایی کنیم...

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 22:12  توسط بهار  |